هميشه دلت مي خواهد در يك كلبه كوچك وبي سر و صدا زندگي كني , يا نه مثلا در يك حياط بزرگ با يك درخت اقاقياي تنومند كه خوشه هاي سپيدش مرتب روي سرت بريزند و تو يك فكر شاعرانه را جشن بگيري . شايد اصلا دوست داري در همان اتاق خودت يك گوشه راحت براي مطالعه داشته باشي يا گاهي هم به يك بشقاب شكسته فكر كني كه ....هر طور كه راحتي , فقط من اينقدر مي دانم كه من و تو يك دختريم و احساس و عاطفه دهليزهاي قلبمان را پر كرده و براي خودمان الهه هاي آرامشيم . تو هم مانند هر پسري يا هر انساني آرزوهاي زيادي داري و يك قطب از جهان خلقتي.به دنياي اطرافت نگاه كن. هر چيزي در زيبايي خودش از عظمت ويژه حرف مي زند. تو هم مي خواهي بزرگ و مهم باشي. سنكا حكيم رومي مي گويد:اگر بزرگي و عظمت را آرزو مي كني, آن را فراموش كن و به دنبال حقيقت برو. آنگاه به هر دو خواهي رسيد, هم حقيقت و هم عظمت حقيقت همان چيزيست كه گاهي از افسانه عجيب تر است, حقيقت وجود توست؟ تا به حال فكر كرده اي؟ شايد همان آرامش ,متانت,يك اعتقاد و يا چيزي مثل فطرت, بيشتر فكر كن!!

|
Stat
|
Technorati
|
RSS
2.0 |
وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog persian white nights bielinoch زن farsi داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات عاشقانه webprov طراحی وبلاگ |