▐
پرنده خيال
آنگاه که نسيم با غرور مي رقصد، هيچ نمي داند که با عطر دل انگيزش، باز هم دلم را هوايي مي کندانگشتان من صداي تو را مي جويندآخر چه بگويم؟ در قطره هاي بيرنگي که از ساقه هاي سرد دوستي...
ادامه ...
Permalink
▐
الان کجاست و چي کار مي کنه؟
باز دوباره احساس؟براي چي؟دوباره زل زدي به آسمون، با بغضي که مي گفتي:از شدت دوست داشتنه.صدات مي گيره، تنت مي لرزه.اول زير لب شروع مي کني به : زمزمه کردن، دوست داري صدات و بالا تر ببريدوباره اي کاش به...
ادامه ...
Permalink
▐
با تو آغاز ترانه
با تو آغاز ترانه، زير چتر خيس ايوونزير حس ناب پرواز، وقتي که ميباره بارونبا تو من ترانه گفتم، از گل طلاي خورشيداز نگات ستاره چيدم، وقتي مهتاب و مي دزديدبا تو دل، همدم و همراز، نفست قله آوازتو صدات...
ادامه ...
Permalink
▐
جا برام نيست، حتي به اندازه يک راهرو تنگ
تلق تولوق تلق تولوق ....... ساعت ۳ صبح، يک کوپه ساکت البته خيلي هم ساکت نيست صداي خروپف بعضي ها شنيده مي شه! حوصله ام سر رفت چرا خوابم نمي بره چي کار کنم؟ يه سر سوزن نور هم که...
ادامه ...
Permalink
▐
چوبه دار
تک تک حادثه ها را خواهند شمردو به قانون دروغ حکم خواهند کردو به دار آويخت آن همه عفت و پاکي ها راو رها خواهند کرد، آن زن ويژه هر جايي راحال، من خواهم شمرد تک تک حادثه ها راو...
ادامه ...
Permalink
▐
دوباره پيدات کردم
ساعت را نگاه کردم خيلي از نيمه شب گذشته بود. بچه ها همگي در خواب عميقي فرو رفته بودند. سکوت عجيبي اطرافم را پر کرده بود، و خستگي ام را چند برابر مي کرد. فقط صداي حرفهايي که در دل...
ادامه ...
Permalink