▐
لحظه ها در سکوت...
تر کيب چيزهايي که درست نمي توانم آنها را به زبان بياورم، شايد براي اينست که هيچکس درست نمي تواند آنها را خوب بشنود. همانجا مي مانم در تازگي يک انديشه بدون موضوع.... مانند زني که پشتش را بر دري...
ادامه ...
Permalink
▐
من وتو و مورچه بالدار....
مي خواهم بروم سراغ کتابهام، قفسه ها رو بالا پائين مي کنم نه حوصله هيچ کدوم رو ندارم، جواب اين لحظه ها رو نمي دونم چي جوري بدم. ضل زدم به تيتر روزنامه اي که روي ديوار چسب خورده...
ادامه ...
Permalink