Белые ночи

Archive | contact | Serach

     Previous | Home | Next

لحظه ها در سکوت...

تر کيب چيزهايي که درست نمي توانم آنها را به زبان بياورم، شايد براي اينست که هيچکس درست نمي تواند آنها را خوب بشنود. همانجا مي مانم در تازگي يک انديشه بدون موضوع.... مانند زني که پشتش را بر دري کاملا باز تکيه داده و منتظر آمدن دوستي است، اما او نمي آيد ولي او همچنان منتظر مي ماند، سپس روز ديگر، بعد روز ديگري و تمام روزهاي زندگي ام است که از برابرم مي گذرد، هميشه همانجا مطمئن، پشت به دري بزرگ چوبي. ديگر مرگ فرا ميرسد، نوازشي مي کند، بدون اينکه اورا در بر بگيرد، شجاعت درخواست در بر گرفتنش را ندارد. تنها سکوتي به تمامي آن سکوتي که در برابر اوست مي افزايد. همين جوري: خوش به حال کسايي که وسعت زندگي شون تا درخت سر کوچه اشونه

Permalink


 
 

Stat | Technorati | RSS 2.0
© Designed and provided by Webprov

وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog persian white nights bielinoch زن farsi داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات عاشقانه webprov طراحی وبلاگ