انگار تنفس دهان به دهان با خدا داشتم.انگار چیزی و در ناپیدایی زنده کردم. فکر کنم زایشگاه بود ،چون همیشه اونجا کسی بی نهایت توانا ، تمام توانایی اش را به پای نحیف ترین موجود می ریزد. عشق از هر چیز وحشتناک تر است.
وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog
persian white nights bielinoch زن farsi
داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات
عاشقانه webprov طراحی وبلاگ