Белые ночи

Archive | contact | Serach

ببند

صفحه رو می خوام ببندم،صفحه دنیا رو،آرامش یعنی هر چی صفحه هست و نیست close کنی و تمام.آهان یادم رفت،آرامش صدا کردن اسم کوچیکم از زبان تو  هم بود. تولد اتفاق خاصی نیست. ...
ادامه ...

Permalink

فراموش تو

یعنی می گید فراموش اون، کنمآخه مثل این بمونه که دستشوی بری فراموش کنی شلوارت و در بیاری.نتونم فراموش تو، بکنم....
ادامه ...

Permalink

شب عاشقانه

از آن شب عاشقانه که صبح اش کسی به تماشای ما نیامد، دانستم که خدا ما را دوست تر دوست می دارد....
ادامه ...

Permalink

نباش

نباش مجبورمشادی تهدید کرده که از قلبم خواهد رفت....
ادامه ...

Permalink

روح آباد

از روح آباد شروع کردم، بدترین اتفاق الانه که به ناکجا آباد رسیدم...
ادامه ...

Permalink

عنکبوت

عنکبوت روی دیوار استحوصله ی برخورد ندارم، او هم رنجشی ندارد. فقط از کنار هم می گذریم....
ادامه ...

Permalink

چنگ

           بنواز، بنواز        من چنگ توام     خوش می نوازی...
ادامه ...

Permalink

دو در

تو را بر در نشاند او به طراری که می آیمتو منشین منتظر بر در، که آن خانه دو در داردهیچ شبی روشن نبود، هیچ دیوانه ای هم عاقل نشود....
ادامه ...

PermalinkComments (0)

فرار

خون تازه ای به رگهایت می ریزمبا همین اسم جدیدی که برایت انتخاب کردم. این عمل من عاشقانه است، فقط عشاق انحصار انجام این کار را دارند.این اسم را همین الان روی کاغذ براق و شفاف امتحان کردم و فکر...
ادامه ...

Permalink