▐
ببند
صفحه رو می خوام ببندم،صفحه دنیا رو،آرامش یعنی هر چی صفحه هست و نیست close کنی و تمام.آهان یادم رفت،آرامش صدا کردن اسم کوچیکم از زبان تو هم بود. تولد اتفاق خاصی نیست. ...
ادامه ...
Permalink
▐
فراموش تو
یعنی می گید فراموش اون، کنمآخه مثل این بمونه که دستشوی بری فراموش کنی شلوارت و در بیاری.نتونم فراموش تو، بکنم....
ادامه ...
Permalink
▐
شب عاشقانه
از آن شب عاشقانه که صبح اش کسی به تماشای ما نیامد، دانستم که خدا ما را دوست تر دوست می دارد....
ادامه ...
Permalink
▐
نباش
نباش مجبورمشادی تهدید کرده که از قلبم خواهد رفت....
ادامه ...
Permalink
▐
روح آباد
از روح آباد شروع کردم، بدترین اتفاق الانه که به ناکجا آباد رسیدم...
ادامه ...
Permalink
▐
عنکبوت
عنکبوت روی دیوار استحوصله ی برخورد ندارم، او هم رنجشی ندارد. فقط از کنار هم می گذریم....
ادامه ...
Permalink
▐
چنگ
بنواز، بنواز من چنگ توام خوش می نوازی...
ادامه ...
Permalink
▐
دو در
تو را بر در نشاند او به طراری که می آیمتو منشین منتظر بر در، که آن خانه دو در داردهیچ شبی روشن نبود، هیچ دیوانه ای هم عاقل نشود....
ادامه ...
Permalink
■ Comments (0)
▐
فرار
خون تازه ای به رگهایت می ریزمبا همین اسم جدیدی که برایت انتخاب کردم. این عمل من عاشقانه است، فقط عشاق انحصار انجام این کار را دارند.این اسم را همین الان روی کاغذ براق و شفاف امتحان کردم و فکر...
ادامه ...
Permalink
■