خون تازه ای به رگهایت می ریزم
با همین اسم جدیدی که برایت انتخاب کردم. این عمل من عاشقانه است، فقط عشاق انحصار انجام این کار را دارند.
این اسم را همین الان روی کاغذ براق و شفاف امتحان کردم و فکر می کنم خیلی به تو می آید: فرار.
این نزدیکترین اسم به قلب من است و تازه بین خودمان بماند، با این اسم جملات قشنگی نوشته ام، مثل:
فرار کوچک در میان علف های بلند شروع به دویدن کرد.

|
Stat
|
Technorati
|
RSS
2.0 |
وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog persian white nights bielinoch زن farsi داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات عاشقانه webprov طراحی وبلاگ |