Белые ночи

Archive | contact | Serach

     Previous | Home | Next

سیل

می خندم، او را در آغوش می گیرم
ماهی خانه شکسته و آب تا مچ پایمان آمده
مدت زیادی او را می بوسم
مدت زیادی.
این بار کنجکاوی جایش را به عشق داده:

 آدم چطور می تواند عاشق کسی نشود که روی سالها جدیت و سلیقه سیل راه انداخته؟

Permalink


 
 

Stat | Technorati | RSS 2.0
© Designed and provided by Webprov

وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog persian white nights bielinoch زن farsi داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات عاشقانه webprov طراحی وبلاگ