▐
چنگ
رسمش اینه، اگه با چنگ و دندون حفظش کردی یه روز زخمی میشه....
ادامه ...
Permalink
▐
فیها خالدون
حماقت اونم از نوع رومانتیکش خیلی می چسبه می شه گفت، از ته تا فیها خالدون....
ادامه ...
Permalink
▐
از عاقلی متنفرم
شناختمش.وقتی که منهای عقلش کردم، بیشتر خودش رو نشون داد.پس چه باشد عشق؟ دریای عدم!در شکسته عقل را آنجا قدم!...
ادامه ...
Permalink
▐
خنگی
پاک فراموش کردم، یعنی هیچی نبودهبده؟ قسمتی از مهمترین روزها و شایدم سالهای عمرم و یادم نیستچرا گذشته؟بد و خوبش هم مهم نیستمثل رانندگی که یه دفعه ببینی رسیدی و نفهمی از کجا....
ادامه ...
Permalink
▐
ای شیطون
نزاکت و مراعات هم حد و حدودی داره ،تا کی نباید شیطون رو وسوسه کنم؟هاآآآآن؟...
ادامه ...
Permalink
▐
.....
زندگی کوتاه است،ایراد چندانی نمی توانم بگیرمناهماهنگی صدا،همین کافیستدر اندک زمان مناین گریزهاهمین حالت خودمانی بی تفاوتهمین جزئیات زیباعشق،....هدیه کردن، زیباترین از دست دادن است....
ادامه ...
Permalink
▐
نه، می خواهم
درستحقیقتدوست داشتمدوست دارمهمین است، هر روزبه روز،عشق انگار بار اول است، به سراغم می آید.تاسف نه.از دیروز چیزی نه، می دانمپیشرفتی هم نه، می خواهم....
ادامه ...
Permalink
▐
ما، بی چرا شدیم
هنوز، خطرناک تر از پیشهنوز، در پس آرامشی پیش بینی ناپذیراما دیگر ترسناک نیست.بخار شدهحل شده، رفتهدرست همانند رسیدن خستگی در عشق:یک آنیک لحظهو برای همیشه.بی چاره ی بی چرا، شدیم....
ادامه ...
Permalink