Белые ночи

Archive | contact | Serach

     Previous | Home | Next

فرشته من

فرشته ام را می کشم، موهای قرمز  و بال های سفید و کمی چروک برایش می گذارم.
او مشغول کار اصلیش است، خمیازه می کشد. کارش همیشه اینست که به من خواب فراوان می دهد و مرا از دنیا و از خودم دور می کند. زندگی تازه ای ست، چیزی نزدیک می شود و این نزدیک شدن اول خسته ام می کند. مثل سربازی که قبل شروع نبرد، نبردش را آغاز کرده و دوباره قبل از شروع نبرد خستگی آن را حس می کنم. وقتی استراحت کردم همه چیز آسان است. نبرد، وقتی واقعا"در می گیرد، دیگر چیزی جز یک بازی کودکانه نیست.....

Permalink


 
 

Stat | Technorati | RSS 2.0
© Designed and provided by Webprov

وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog persian white nights bielinoch زن farsi داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات عاشقانه webprov طراحی وبلاگ