Белые ночи

Archive | contact | Serach

رها کنم...

تو هم، منم نمی دونم با این صندلی چرخ دار اگه  خودمو رها کنم و تمام انرژی مو رو پاهام متمرکز کنم، چقدر به عقب می تونم برگردم؟...
ادامه ...

Permalink

شاپرک

دیشب هر چقدر زدم تو سر شاپرکی که به طرف من پر می زد نرفت که نرفت، به گمانم رفیق خوبیه!...
ادامه ...

Permalink

تو شهری که تو نیستی

یادته قبلن تر ها خیابونا مهربون تر بودن،از انور شهر تا اینور شهر خاطره بود، که خستگی مون و می گرفت. دیگه اون دست اندازایی که مهربون بودن هم مهربونی نمی کنند، اولش می ترسیدم خودم اینور ترمز می کردم،ولی  نه اینجا...
ادامه ...

Permalink

فرصت

خدا جونم، من معجزه کنم؟ یا تو می کنی؟زمان زیادی نداری....
ادامه ...

Permalink

آخرت

تو عالم خریت فهمیدم،اونجا خبری نیست، همین جا هر کاری داری بکن....
ادامه ...

Permalink

ناگفته

هیچ...صفحه رو ببند وبرو....
ادامه ...

Permalink


 
 

Stat | Technorati | RSS 2.0
© Designed and provided by Webprov

وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog persian white nights bielinoch زن farsi داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات عاشقانه webprov طراحی وبلاگ