Белые ночи

Archive | contact | Serach

ز ما گذر

فردا هست، ولی من را نمی آورد دیگر.من قانون را نقض کرده ام،در بوم نقاشیم، سراغ خط موازیم می روم، به او خواهم رسید...
ادامه ...

Permalink

گدا دل

پلکهایم بر هم نمی آیند، تلاش می کنند تا که،امشب صبحی نداشته باشد.سلولهایم را نگفته ام، مرا تا تخت هم یاری نمی کنند، تا مبادا هوایی بوی تنت را کشف و ضبط کند.نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل! آفرین...
ادامه ...

Permalink

بازی

به اندازه یک پلک زدن،تو این بازی، مهم اینه که الان توپ لعنتی من رویه توره،مکنه برگرده تو زمین خودم یا اینکه نه بره جلو....
ادامه ...

Permalink

جا نمانی

پشت کوه؟بر می گردم تمامشان را بر دارم.شاید کمی غیبتم طول بکشد، به اندازه ی دنیا....
ادامه ...

Permalink

هوای دگر

روزی که کمترین سرود بوسه است.روزی که معنا هر سخن دوست داشتن است،تا تو بخاطر  آخرین حرف دنبال سخن نگردیروزی که آهنگ هر حرف زندگی است،تا من بخاطر آخرین شعر رنج جستجوی قافیه نبرمدلم بد جوری هوای شاملو کرده بود، همین...
ادامه ...

Permalink

بودن و نبودن

ولی آخر تو هم ای خوب، بد کردی....
ادامه ...

Permalink

تو هم آدمی؟

تمرین آدم بودن کن، اثبات کن که وجود داری و هستی. الکی هم که شده لبخندهای لاغر خود را نثار دیگران کن برای تو چه فرقی می کند، گاهی زبونی هم بچرخان و فدایت بشوم یا نه، و ای جووونم...
ادامه ...

Permalink


 
 

Stat | Technorati | RSS 2.0
© Designed and provided by Webprov

وبلاگ فارسی ایران تهران شب روشن شب های روشن iran blog weblog persian white nights bielinoch زن farsi داستایفسکی Fyodor Dostoevsky sara سارا شعر ادبیات عاشقانه webprov طراحی وبلاگ